غزل تازه:




هراس و حسرت و اندوه و یک خروار نفرین را...

چه مشکل می کشی بر دوش خود این بار سنگین را !

 

چه فریادی ست با لب های خاموشت؟ بگو با من!

بگو راحت شوی! سوزن بزن این زخم چرکین را

 

تو شاعر نیستی اما در آشوب تو می بینم

تپش های فروغ و بیقراری های سیمین را



تو چون قدّیسه ای پاک آمدی یک شب به دیدارم

رفو کردی به مژگان رخنه ی افتاده در دین را



چه بی ذوق است استادی که با صد خون دل آموخت

به انگشتان زیبای تو این نُت های غمگین را



اگر از حال و روز من بپرسی، سخت مأیوسم

که چشمانم نمی بینند چشم انداز پیشین را



توگویی رفته ام از خاطر آن روزهای خوب

توگویی برده ام از یاد، آن شب های شیرین را



تکانم داد این تقدیر، اما من نفهمیدم

شبیه مرده هایی که نمی فهمند تلقین را... 






...

شعرهای دیگر مرا در این صفحه بخوانید. 



 

/ 14 نظر / 128 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه دوست...

بسیار بسیار لذت بردم،،،تمام صفحه رو خوندم...:) البت ما کتاب شما رو خوندیم، اما، سلام خوشحالم از آشنایی . . . [گل]

ܓ♥๑۞ܓ♥ me-alone ܓ♥๑۞ܓ♥

خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان اما : به قدر فهم تو كوچك مي‌شود به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود، به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر. برادر مي‌شود محتاجان برادري را. همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را. طفل مي‌شود عقيمان را. اميد مي‌شود نااميدان را. راه مي‌شود گم‌گشتگان را. نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را. خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛ چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه ‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند"... مگر از زندگي چه مي‌خواهيد ؟! [گل][گل]

محمد جواد صفاریان

سلام خیلی زیبا بود (انصافا) از دیدن رویش شده بودم مایوس در فکر فرو ، در نگرانی محبوس امروز خلاصه چهر ه اش را دیدم از لطف خدا و ایستگاه اتوبوس با چند رباعی عاشقانه منتظر شما هستم ان شاءالله که بیایید

شعر و شعور

حرف دل می زنید استاد قلمتان پایدار...

میم...

سلام و احترام بسیار زیبا بود.این شعرتونو خونده بودم چندبار قبلا...وهربار لذت بیشتری میبرم. شاعرانگیتون پایدار یاحق

saghar

واقعا عالی شعر میگید.فوق العاده.